۱۳۸۹ پنج شنبه ۱۸ شهريور

 
شاعری از جنس شیعه (به مناسبت سالگشت درگذشت شاعر محبوب و مردمی، مرحوم آقاسی)
۱۳۸۸/۱/۳۰

پس از آن كه دشمنان انقلاب، از غلبه نظامی بر انقلاب مایوس شدند و نسل دوم انقلاب، سرافراز از این عرصه سرخگون خارج گردید، دشمن درصدد نفوذ و براندازی از طریق ساحتی دیگر برآمد و آن، عرصه فرهنگ بود؛ فرهنگ كه جوهره حقیقی انقلاب اسلامی را تشكیل می دهد و به گفته بنیانگذار این بنای معنوی ركن حیات یك ملت است.

اولین فردی كه بوی باروت سلاح های فرهنگی دشمنان را استشمام كرد و ردپای برنامه ریزی های فرهنگی شان را در فضای فرهنگی كشور احساس نمود، مقام معظم رهبری بود. ایشان بی درنگ این خطر را با افكار عمومی در میان نهاد و از آن به عنوان "شبیخون فرهنگی" یاد كرد و نخبگان و مسئولان را دعوت به هوشیاری و برنامه ریزی هدفمند و مستحكم در مقابل این پروژه نمود. در این میان، از جمله كسانی كه پس از به زمین نهادن سلاح نظامی و ترك جبهه جهاد نظامی، دوباره احساس تكلیف كرد و بار دیگر، داوطلبانه به جبهه اعزام گردید مرحوم محمدرضا آقاسی بود. اما این بار، "سلاح فرهنگی" "جبهه فرهنگی" و "مهارت های فرهنگی"!

آقاسی "شعر" را برگزید و در قالب شعر، گام در مسیر پرفراز و نشیب ارتقای فرهنگی جامعه نهاد. او میراث های گرانبهایی را در ظرف این قالب ریخت و به مردم عرضه كرد؛ فرهنگ و تفكر اسلامی مبتنی بر سنت پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت(ع)، ارزش های راستین انقلاب اسلامی، حماسه آفرینی ها و فضایل پرشكوه دفاع مقدس، نقد ارزش گریزی های بخش هایی از جامعه و ... اما شعر آقاسی با اشعار دیگران "متفاوت" بود و این تشخیصی بود كه توده های مردم به آن دست یافتند و بدین جهت، استقبالی كم نظیر از شعر او كردند و با او، لحظاتی آسمانی و سرشار از صمیمیت و معنویت را پشت سر نهادند. قصد نگارنده این است كه برخی از خصوصیات آقاسی و شعر ناب او را برشمارد تا به این بهانه، یاد و راه و فكر وی در جامعه تشنه امروز، همچنان جاری و زنده بماند.


الف) شعر آسمانی از عقل و دل زمینی نمی جوشد. اگر شعر، خالص و متعالی باشد، قطعا "خاستگاه و منشا" آن پاك و والا بوده است. آقاسی توانسته بود با سیر و سلوك باطنی، مسافر شهر تزكیه و تهذیب شود و خود را از تمنیات مادی و آلودگی های این جهانی پالایش كند. حاصل این كند و كاو و جهد درونی، قلبی زلال و دلی چون آیینه بود كه "اشعار ملكوتی و جان فزا" از آن می تراوید.
آقاسی، واژه های قلب خود را قرآنی كرده بود و ردیف و قافیه حیات خود را با رضایت اولیا الله تنظیم ساخته بود. از این رو، در شعر وی، اسمای الهی و آیات آسمانی و نور معنویت شیعی متجلی گشته بود.
ب) آقاسی در دریای "حقیقت"، مستغرق بود و "خود" را به فراموشی سپرده بود تا دلش، سرزمین نزول لطف الهی گردد. او خود را هیچ می انگاشت و اهل تكبر و تفاخر نبود.

"تواضع و خضوع"، ویژگی برجسته دیگر این شاعر دل سوخته بود كه اشعارش را طراوت و لطافتی خاص بخشیده بود.

ج) آنان كه دل در گرو دنیا دارند، هرچه می گویند و می خواهند نیز در همین جهت است. اما آقاسی، طالب "دنیا و لذایذ آن" نبود. آقاسی در اندیشه جهانی دیگر بود كه شاید در آن، چشمش به دیدار مولایش حسین(ع) منور گردد و بتواند جرعه ای از شهد ملاقات با ایشان را بنوشد!
آقاسی برای شعر خود، "نام" و "نان"ش را فدا نمود و از بسیاری برید و در تنهایی ها گریست. آقاسی، قلم و شعر و ذوق خود را نفروخت و آن را جز در مسیر "حقیقت"، "عدالت" و "معنویت" به كار نبست. آقاسی، شعرش را همچون تازیانه بر سر دنیاپرستان و ولایت ستیزان فرود آورد و بذر كینه از خویش را در دل شیطانی آنان كاشت. آقاسی "بی پروا" بود چرا كه تمنای مرگ و وصال داشت؛

مرگ، الهی بپذیرد مرا

تنگ در آغوش بگیرد مرا

د) آقاسی " از مردم" و "در میان مردم" بود. وی با مردم بودن و در میان مجالس مذهبی ساده و صمیمی مردم خواندن را بر محافل آنچنانی دانه درشت ها ترجیح می داد. آقاسی، محبت خود را در جان مردم ریشه دواند و تا آخرین روزها، در میان آنها و همچون آنها زیست.

هـ) شعر آقاسی، اگرچه سرشاراز شور و نشاط و حماسه و هیجان است اما تهی از معرفت دینی نبود. "حكمت و معرفت دینی"، چارچوب اصلی شعر وی را تشكیل می دهد و بر هر مصرع آن، سایه می افكند.

آقاسی در پی ایجاد هیجان های زودگذر و التهاب های روانی در مردم و جوانان نبود، بلكه او همواره تلاش كرد تا "فكر و فرهنگ دینی" و "معنویت متكی بر عقلانیت" را اشاعه دهد و از ظرفیت های بالای معرفت شیعی، نهایت استفاده را نماید.

و) "گویش" و "بیان" آقاسی در جذابیت و گیرایی شعر او، تاثیر عمیقی داشت. از آنجا كه شعر آقاسی، حاصل پویش باطنی و ریاضت معنوی اش بود در مرحله بیان می توانست لحن را با "مقتضیات مفهومی شعر" هماهنگ سازد و مخاطب را كاملادر دریای شعر خود فرو برد.

حركات كلامی و بدنی و تنوعات صوتی و لحنی وی، در تطابق با عرفان راستین شیعی بود و می توانست شنوندگان را ساعت ها، مسحور و متحیر سازد.

مرحوم آقاسی، راوی "مظلومیت و مهجوریت شیعه" بود. او از جمله منتظران شیدایی بودكه در غم "فراق یار"، هجرت كرد و به قافله همیشه در حركت حسین(ع) پیوست. این شاعر شوریده و عارف وارسته، نمونه "هنرمند متعهد اسلامی" است؛ كسی كه هنر حقیقی راعاشقی و عاشقی را سوختن و خاكستر شدن می دانست. او تا انتهای حیات ظاهری اش، وفادار به این تعریف، زیست و غریبانه سفر كرد.

مهدی جمشیدی/ روزنامه رسالت / شماره6436 - 2/3/87
نظرات
بی سر و سامان توام یا حسین